درباره مرجانه گلچین

مرجانه دلدار گلچین (زادهٔ ۲ اسفند ۱۳۴۷) بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایرانی است. از مهمترین فیلم‌هایی که او بازی کرده می‌توان به پرنده کوچک خوشبختی (پوران درخشنده)، شب بیست و نهم (حمید رخشانی) و دو نیمه سیب (کیانوش عیاری) اشاره کرد. او همچنین با تار آشناست و خوانندگی نیز انجام داده‌است.پدرش افسر نظامی ارتش و مادرش خانه‌دار است ولی پدرش را در کودکی از دست داد؛ و خواهرش منیژه نام دارد که در زمینه موسیقی با هم همکاری می‌کنند. گلچین در نوجوانی به هنرستان موسیقی رفت و در رشته تخصصی نوازندگی تار فارغ‌التحصیل شد. او با تشویق خواهرش منیژه که در آن زمان بازیگر بود به بازیگری در تئاتر پرداخت. با بازی در مجموعه تلویزیونی آینه پا به تلویزیون گذاشت و پس از آن در چند سریال تلویزیونی دیگر و در سینما به ایفای نقش پرداخت.
گلچین برای مدتی حدود ده سال در کشور انگلیس زندگی کرد. از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۸۳ از سینما و تلویزیون فاصله گرفت و بعد از بازگشت برای اولین بار در سریال کلانتر بازی کرد. او فارغ‌التحصیل کارگردانی سینما از دانشکده سوره است. وی برادرزادهٔ نادر گلچین خواننده موسیقی ایرانی، و دخترعموی نادیا دلدار گلچین بازیگر ایرانی است.

فیلم و سریال های مرجانه گلچین

5.7
دانلود سریال شاهگوش
  • ژانر: | |
  • کشور سازنده:
  • نویسنده: |
  • کارگردان:
  • بازیگران اصلی: محسن تنابنده | فرهاد اصلانی | مرجانه گلچین
  • کله‌پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر جایگزین نمی‌کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین تعلق رنگی است که با مخالفت پدر روبرو می‌شود. در ادامه یک تصادف منجر به فوت کله‌پز و بازگشایی پرونده یک قتل می‌شود؛ کله‌پز داستان حین عبور از عرض خیابان با پژوی سبزرنگی تصادف کرده و در پی این تصادف می‌میرد! تنها شاهد اتفاق مردی است تک‌چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده‌است. این چنین است که داستان وارد فاز کلانتری می‌شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می‌گردند. تا اینکه …

5.2

دانلود سریال موچین

Admin
دانلود سریال موچین قسمت 17
دانلود سریال پرگار
6.5
دانلود فیلم شب بیست و نهم
  • ژانر:
  • کشور سازنده:
  • نویسنده:
  • کارگردان:
  • بازیگران اصلی: حسین گیل | رضا رخشانی | رضا رویتگری
  • محترم و اسماعیل، مطابق یک سنت خانوادگی، از کودکی برای یکدیگر در نظر گرفته می‌شوند تا در جوانی با هم ازدواج کنند. والدین محترم، هنگام به دنیا آمدن محترم و خاک کردن جفت او، با دیدن شبحی نگران آینده هستند. در تابستان ۱۳۴۲، شایعه‌ای راجع به زلزلهٔ تهران بر سرِ زبان‌ها می‌افتد. شهر تخلیه می‌شود. محترم در راه بازگشت به خانه، میان خیال و واقعیت، شبحی را بر بام خانه‌شان می‌بیند و دقایقی بعد در چندمتری خود در آشپزخانه با شبح روبه‌رو می‌شود که با صدایی وحشتناک به سوی او می‌آید. آنچنان هراس وجودش را دربرمی‌گیرد که ابتدا یارای حرکت ندارد و بعد….